معرفی آلیاژهاحافظه دار
پدیده حافظه داری در آلیاژهای حافظه دار
شاید رفتار وسایلی همچون فریم های عینک با قابلیت خم پذیری فوق العاده ، دریچه های پزشکی برای بازکردن شریانهای خون که به شکل فشرده شده در محل قرار داده میشوند و سپس موقعی که در اثر دمای بدن گرم میشوند، به اندازه و شکل صحیح باز میشوند، تحریک کنندههای خیلی کوچک که دیسکها را از کامپیوترهای لپ تاب خارج میکنند، میکرو شیرهای کوچک و یک گروهی از وسایل دیگر شگفتانگیز باشد. رفتار جالب هر یک از این وسایل مبتنی بر پدیدهای است که اثر حفظ شکل نامیده میشود. این پدیده به توانایی یک نوع آلیاژ خاص به برگرداندن آن به شکل خاص قبلی اشاره میکند. این رفتار و برگشتن به شکل اولیه در اثر استحاله فازی است که در آن آلیاژ رخ میدهد. در یک آلیاژ حافظهدار یک تغییر فاز حالت جامد انجام میشود که به دما وابسته و برگشت پذیر است. برای مثال، آلیاژ میتواند در درجه حرارت بالا، به یک شکل خاص تغییر فرم داده شود. پس از آن آلیاژ تا دمای پایین سرد میشود و در آن دما به مقدار زیادی مجدداً تغییر شکل داده میشود . سپس آلیاژ در اثر گرم کردن (برای مثال در اثر جریان الکتریکی)، به شکل اولیه خود در دمای بالا برمیگردد. پدیده سوپر الاستیسیته که توانایی یک جسم به تحمل تغییر شکلهای الاستیک برگشت پذیر زیاد است نیز به عنوان اثر حافطهدار شناخته میشود.
آلیاژهای نیکل- تیتانیم (NiTi)، معمولاً به عنوان آلیاژهای حافظهدار بکار برده میشوند،. هرچند بسیاری از آلیاژهای دیگر نیز میتوانند این اثرات را خود نشان دهند. این آلیاژها میتوانند در شکل محصول نهایی به صورت دو فاز یا حالت کریستالی وابسته به دما وجود داشته باشند. فاز اولیه و یا فاز پایدار در دمای بالا، فاز آستنیت نامیده میشود. فاز پایدار در دمای پایین فاز مارتنزیت نامیده میشود. خواص فیزیکی جسم در فازهای آستنیت و مارتنزیت کاملاً متفاوت است. جسم در حالت آستنیتی مستحکم و سخت است، در حالی که در حالت مارتنزیتی نرم و چکش خوار است. ساختار کریستالی آستنیت ساختار مکعبی مرکزدار است، در حالی که مارتنزیت دارای ساختار رومبیک پیچیده است.

در خصوص رفتار مکانیکی، منحنی تنش-کرنش آستنیت در دمای بالاتر شبیه به اکثر فلزات است، یعنی با افزایش کرنش کار سخت میشود. ولی منحنی تنش-کرنش ساختار مارتنزیت در دمای پایین شبیه به الاستومتر است که توانایی تغییر شکل در تنش ثابت را دارد، به طوری که تغییر شکلهای خیلی زیاد را میتوان با اعمال نیروی ناچیز ( بدون کارسختی) بر روی آن انجام داد. در این حالت آلیاژ شبیه قلع خالص عمل میکند که میتواند ( در یک محدودهای) بدون کار سختی (که میتواند منجر به شکست شود) به طور تکراری خم و راست شود. جسم در حالت مارتنزیتی در دمای پایین دارای ساختار کریستالی دوقلویی شده است. این ساختار مستلزم یک جابجایی آینهای و متقارن اتمها در عرض یک صفحه خاص است. مرزهای دوقلویی میتوانند به آسانی و بدون ایجاد نقایص میکروسکپی همچون نابجاییها حرکت کنند. بر خلاف اکثر فلزات که تغییر شکل در آنها به وسیله لغزش یا حرکت نابجاییها انجام میشود، تغییر شکل در یک ساختار دوقلویی شده به وسیله تغییرات زیاد در جهت ساختار کل کریستال همراه با حرکتهای مرزهای دوقلویی آن انجام میشود.

پدیده حافظهداری ناشی از حرارت دادن آلیاژ همراه با این تغییرات فازی است. در محیط دمای بالای اولیه، جسم در حالت آستنیتی است. در حین سرد کردن جسم مارتنزیتی میشود. هیچ گونه تغییر شکل واضحی در حین سرد کردن رخ نمیدهد، ولی در این حالت آلیاژ میتواند به صورت مکانیکی تغییر شکل داده شود. آلیاژ در حین سرد شدن تغییر شکل داده شده اولیه در دمای بالا را در خود نگه خواهد داشت. در هنگام گرم کردن مجدد، ساختار آستنیتی مجدداً ظاهر شده و جسم به شکل اولیه خود باز میگردد.
پدیده ناشی از اعمال تنش مکانیکی که سوپر الاستیسیته نامیده میشود نیز میتواند در بعضی از آلیاژها رخ دهد. اعمال تنش به یک آلیاژ حافظهدار که تغییر شکل داده میشود منجر به تغییر فاز آستنیت به مارتنزیت (که قابلیت تغییر شکل زیاد دارد) میشود. تنش باعث میشود که مارتنزیت در درجه حرارتهای بالاتر از حالت قبلی تشکیل شده و دارای چکش خواری بالایی باشد. کرنشها یا تغییر شکلهای ایجاد شده برگشت پذیر هستند، یعنی هنگامی که تنش اعمالی حذف میشود جسم به حالت آستنیتی بر میگردد. تغییر شکلهای زیاد در حدود 8-5% میتواند روی جسم انجام شود. برای ایجاد پدیده سوپرالاستیسیته به محیط دمای بالا نیاز نیست.
اصولاً دلیل رخ دادن این پدیده ها این است که ساختار شبکه کریستالی همیشه خود را در یک دمای خاص به گونهای مرتب میکند که دارای حداقل انرژی باشد. ساختار شبکه کریستالی در فاز مارتنزیت وضعیتهای اتمی مختلفی را میتواند قبول کند. در حالی که تنها یک وضعیت اتمی ممکن در فاز آستنیت میتواند وجود داشته باشد. همه وضعیتهای مارتنزیتی در نهایت باید به ساختار و شکل اولیه در هنگام گرم کردن و گذشتن از یک دمای تغییر فاز بحرانی برگردد. فرایند بالا تا زمانی که محدودیتهای همراه با فازهای انتقالی حفظ شود تکرار پذیر است. برای مثال تحت تنشهای بالا و یا تغییر شکلهای زیاد، انهدام خستگی میتواند بعد از سیکلهای تکراری رخ دهد.

هر دو پدیده مربوط به اثرات حافظهدار آلیاژها (اثرات حرارتی و مکانیکی) کاربردهای مشخصی دارند. در پدیده حافظهداری ناشی از اثرات حرارتی، یک جسم با شکل اولیه در فاز آستنیت دما بالا میتواند هنگامی که آلیاژ در فاز مارتنزیت در دمای پایین قرار دارد مجدداًً تغییر شکل داده شود. حا ل اگر آلیاژ مجدداً تا فاز آسنتنیت در دمای بالا (برای مثال به وسیله یک جریان الکتریکی یا هر منبع دیگری) حرارت داده شود، آلیاژ به شکل اولیه خود برمیگردد.
در پدیده حافظهداری همراه با محیط مکانیکی یا سوپرالاستیسیته، جسم میتواند تغییر شکل الاستیک ( ایجاد شده در اثر اعمال نیرو) به مقدار زیاد و تا حدود 20 برابر کرنش الاستیک فولاد معمولی را تحمل کند. بنابراین مواد سوپر الاستیک توانایی خارق العادهای به تغییر شکل دادن و برگشت فنرگونه ای به شکل اولیه خود را دارند. یک کاربرد ساده مواد سوپر الاستیک در فریمهای عینک بوده که میتواند به شکل گره بسته شود، ولی بعد از بازکردن گره به شکل اولیه خود بازمیگردد
شکل: آلیاژهای حافظه دار ( برای مثال نیتینول) که پدیده حافظه داری ناشی از حرارت دادن را از خود نشان می دهند.
این وبلاگ به منظور ارتقا آگاهی در زمینه مواد وجوشکاری است